- Advertisement -
اخبارمقالات

گفتگو با کلارک اسپنسر تهیه کننده انیمیشن زوتوپیا

1.51Kviews

تغییر در داستان اصلی و اضافه شدن یک کارگردان در یک روز چالش بزرگی برای این تهیه کننده کار کشته استودیو والت دیزنی بود.

 

بر طبق گفته کلارک اسپنسر تهیه کننده انیمیشن زوتوپیا، استودیو انیمیشن سازی والت دیزنی فیلم های انیمیشن خود را بر اساس این ۴ دستور اصلی درست می کند:

۱- گفتن داستان برای بیننده های امروزی

۲- درست کردن فیلم ها برای تمام سنین در سراسر جهان

۳- فیلم ها باید دارای یک ترکیب از شوخی های خوب و حس عاطفی عمیق باشد

۴- فیلم ها باید بر اساس استاندارد والت دیزنی ساخته شود

اگر این فیلم زودتر از موعد اکرانی که برای آن در نظر گرفته شده است (جمعه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۴) برای جمعی از خبرنگاران به نمایش گذاشته می شد، این انیمیشن نمی توانست تمام فاکتور هایی که در بالا گفته شد را پوشش دهد. طراحی جالب، حیرت انگیز و زیبا، این فیلم را برای پیوستن به لیست انیمیشن های موفق والت دیزنی آماده کرده است. بطور منطقی، این بدان معناست که تهیه کننده این فیلم توانسته کار خود را به درستی انجام دهد. و همچنین به این معناست که تولید یک همچنین فیلم جذابی به یک تجربه خاص و ویژه نیازمند است. که با در نظر گرفتن این موارد انیمیشن زوتوپیا نا امید کننده نیست.

در گفتگوی اخیر با این تهیه کننده، اسپنسر درباره تولید این انیمیشن ، اشتراک گذاشتن دیدگاه خود در ریشه های این فیلم، ابداعات در تکنولوژی و چالش داستان اصلی یک تغییر اساسی که نوامبر سال گذشته اتفاق افتاد و (ریچ مور) کارگردان رک-ایت رالف به (بایرون هاوارد) ملحق شد تا کارگردانی مشترک این اثر را به عهده بگیرد، صحبت می کند.

 

داستان اصلی و توسعه داستان چه چیز بود که توانست اجازه ساخت را بگیرد؟

کلارک اسپنسر: در حقیقت فکر می کنم که دو چیز بود. یکی (جان لستر)، (مدیر خلاق استودیو) بود که همیشه یک طرفدار پر و پا قرص فیلم هایی است که حیوانات در آن نقش اصلی را دارند – کتاب باد در میان شاخه های بید یکی از کتاب های مورد علاقه او است که از بچگی با او بزرگ شده است. بنابر این وقتی که بایرون هاوارد این ایده را با جان لستر مطرح کرد که می خواهد وارد این فضا شود، جان این را دوست داشت و گفت: من هر فیلمی که کاراکتر های آن ها بر روی دو پا راه می روند و لباس می پوشند را دوست دارم. این ایده مفهوم اصلی بود. و مورد دوم که زمان زیادی هم از ما گرفت این بود که چگونه به این دنیا وارد شویم، زوتوپویا شروع به تکمیل شدن کرد، این شهر حیوانات باید طوری ساخته می شد که یا بوسیله سایز و ابعاد ساختمان ها و یا بوسیله تطبیق پیدا کردن حیوانات با ابعاد، برای همه حیوانات قابل استفاده می شد و اینکه چگونه آن ها می توانستند در کنار هم و در این شهر زندگی کنند که جان لستر هم از این کار ما به هیجان آمد.

جان در ابتدا ما را ترغیب کرد که قبل از اینکه به فکر پلات داستان باشیم، به فکر کاراکتر ها و دنیای آن ها باشیم و بتوانیم تناسب درستی بین آن ها پیدا کنیم. این واقعا با ارزش است که بینندگان هم از داستان و روایت آن لذت ببرند و هم از دنیایی که ما آن ها را به داخل آن می بریم. جان لستر واقعا از کار ما به هیجان آمده بود.  دو سال طول کشید تا دنیای زوتوپیا به این شکل در آمد. ماه ها طول کشید تا درباره آن تحقیق و فکر کنیم. به همین دلیل بود که جان لستر از ابتدا پروژه را دوست داشت. به خاطر همین دو دلیل بود که جان لستر از فیلم حمایت کرد و گفت: من در این فیلم هستم، بیایید تا آن را بسازیم.

درباره تولید این انیمیشن، آیا تفاوت اساسی با پروژه رک-ایت رالف داشت؟

کلارک اسپنسر: خب اولین چیز تکنولوژی است. بسیاری از تکنولوژی های جدید در ساخت این انیمشن به ما کمک کردند در پروژه های قبلی وجود نداشتند. ما همواره در حال تکمیل کردن این تکنولوژی ها هستیم. اگر شما به فیلم های ما از (بلت) گرفته تا گیسو کمند، رک-ایت رالف، منجمد و قهرمان بزرگ ۶ نگاه کنید در خواهید یافت که ما همواره در حال توسعه تکنولوژی خود هستیم و مرز ها را به عقب می رانیم. اما در این فیلم چیز های بسیار زیادی وجود داشت که ما باید بر آن ها غلبه می کردیم. ما باید بر مشکل خز (و یا پوست حیوانات) غلبه می کردیم، ما می خواستیم آن ها به نهایت واقعی به نظر برسند، ما این کار را برای ۵۰ نوع مختلف حیوانات در این فیلم انجام دادیم. معمولا افراد دیگر از مو به عنوان یک پروکسی برای خز استفاده می کنند و آن را رنگ می کنند و می گویند این همان گونه است که خز (پوست حیوانات) به نظر می رسد اما ما گفتیم خیر و هر پوست حیوانی باید همان گونه که در دنیای واقعی وجود دارد به نظر برسد و این بدان معناست که ما با تحقیقات جامع و مفصلی که انجام دادیم تمام این شیدر ها را ایجاد کردیم، شیدر هایی که تمام این جنبه ها دارا است.

در ادامه، باد یک المان کلیدی برای ما است. اگر شما در یک کلان شهر زندگی می کنید، در آنجا همیشه جنب و جوش وجود دارد، در آنجا همیشه مقداری باد وجود دارد تا چهره ی یک دنیای واقعی را برای ما تداعی کند. بنابراین، تاثیرات باد بر روی درخت ها و خز و پوست های حیوانات به چه صورت خواهد بود؟

در یک شات از فیلم (بلت) جایی که او سر خود را از پنجره ماشین به بیرون می آورد. و این تنها یک شات بود و وقتی که ما خواستیم این کار را انجام دهیم کل تیم گفتند که ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم و باد را در بین موهای او ایجاد کنیم. ما در آن صحنه از اعوجاج استفاده کردیم. این کار طبیعی نبود. این اعوجاج در صفحه تلویزیون باعث می شد که شما فکر کنید موهای او در حال تکان خوردن است. اما و در این فیلم واقعا باد هست که خز و پوست حیوانات را به حرکت در می آورد.

ما می دانستیم که نیاز به یک سیستم عضلانی داریم، و برای حیوانات بزرگ به این نیاز بود که قوی هیکل به نظر برسند و شما عضلات واقعی آن ها را ببینید. معمولا شما یک حلقه در مدل ایجاد می کنید، اما این به این معنی نیست که عضله ی وجود دارد. اگر بخواهیم یک فیلم و یا یک بوفالو را آن گونه که هستند به نمایش دهیم، نیاز به یک سری عضلات خاص خودشان را داریم که در زیر پوست در حال حرکت هستند. بعد از این موضوع، ما لباس ها را به تن کاراکتر ها کردیم، قرار دادن لباس روی خز تقریبا یک کار غیر ممکن است، از آن جایی که خز در لباس فرو می رود و ما چگونه توانستیم بر این مشکل فائق آییم؟

ما باید برای تمام حیواناتی که در فیلم حضور داشتند از جمله حیوانات قد بلند همچون فیل ها و حتی موش ها لباس درست می کردیم. بنابراین، ما باید درباره نوع و جنس لباس ها و همچنین چگونگی حر کت آن ها فکر می کردیم؟ یک سری لایه روی لایه های دیگر بود و ما باید تلاش می کردیم که راهکار خوبی برای این کار پیدا کنیم، این یکی از قسمت های هیجان انگیز و همچنین ترسناک فیلم بود. به عنوان یک تهیه کننده، شما دائما در حال فکر کردن به این موضوعات هستید، آیا ما می توانیم در این زمان بر این مشکل غلبه کنیم؟ آیا ما می توانیم این را حل کنیم؟ بله. آیا ما می توانیم در این زمان بر این مشکل غلبه کنیم؟ بله همیشه یک کلید برای حل این مشکلات وجود دارد. 

البته، هیچ گاه وقت کافی وجود نداد.

کلارک اسپنسر: هرگز. ما با هم از روی یک پل به پایین می پریم چون ما می دانیم که می خواهیم این فیلم را درست کنیم، و ما این فیلم را متوقف نمی کنیم چون مطمئن نیستیم که می توانیم تمام این مسائل تکنیکی را انجام دهیم. اما، ما می دانیم که اگر می خواهیم این فیلم بسیار زیبا به نظر برسد باید راهی برای آن پیدا کنیم، به موازات توسعه داستان، چطور می توانیم این مسائل را حل کنیم. از این نقطه نظر این کار بزرگی است. من عاشق داستان و کاراکتر ها هستم اما من همچنین به تمام کار هایی که هنرمندان در این کار انجام داده اند افتخار می کنم، تمام تحقیقات، تمام جزییات و تمام کار هایی که بیننده ها متوجه آنها نمی شوند و آ ها را نمی بینند. و این درست است، اگر بیننده ها متوجه این کار ها نمی شوند به این معنی است که ما کار خودمان را درست انجام داده ایم.

اگر بیننده ها متوجه نشوند که این فیلم تا چه اندازه پیشرفته و پیچیده است، شما کار خودتان را به درستی انجام داده اید.

کلارک اسپنسر: دقیقا

 

کمی درباره ماجرای تغییر داستان فیلم و اضافه شدن ریچ مور به عنوان کارگردان دیگر کار توضیح دهید.

کلارک اسپنسر: این موارد در یک زمان اتفاق افتاد. در نوامبر سال گذشته و وقتی که ما در حال تحقیق و تماشا روی ۴ و یا ۵ فیلم بودیم. ما همیشه فکر می کردیم که (نیک) شخصیت اول  داستان است. ما این ورژن فیلم را مشاهده کردیم و به همراه گروه معتمد داستان پردازی (گروهی از بزرگان و بنیانگذاران دیزنی و پیکسار) جلسه ای در حدود ۴، ۵ ساعت داشتیم. این افراد می گفتند که چطور است ما (هاپ) را شخصیت اصلی داستان قرار دهیم. و به این نتیجه رسیدند. چیزی که ما می توانستیم بگوییم این بود که شخصیت (نیک) به درستی از آب در نیامده است. ما به این نیت به جلسه رفته بودیم که با همفکری همدیگر راهی پیدا کنیم که چگونه او را به درستی شخصیت اصلی داستان قرار دهیم.

چیزی که در رالف هم اتفاق افتاد، جایی که من به عنوان تهیه کننده گفتم بیایید این را امتحان کنیم، چیزی برای از دست دادن نداریم. این ورژن از فیلم به درستی در جای خودش نشست. بیایید در این فیلم این را امتحان کنیم و (هاپ) را کاراکتر اصلی قرار دهیم، ما این کار را برای حدود نصف فیلم انجام دادیمو این کار را بسیار سریع و شلخته در مدت ۶ هفته انجام دادیم. ما این کار را در مقابل گروه معتمد داستان پردازی قرار دادیم و نظر آن ها را جویا شدیم و به سرعت به  این نتیجه رسیدیم که راه درستی را انتخاب کردیم و ایده ی خوبی بود. آوردن (ریچ مور) هم به ماجرا به خاطر همین تحولات بود و او آمد تا به ما کمک کند که سریع تر این کار را انجام دهیم. ما نیاز داشتیم تا گام های خود را سریع تر بر داریم و این همان دلیلی است که فرد جدیدی در این زمان به پروژه اضافه می شود.

تماشای همکاری این دو کارگردان واقعا جذاب بود. چیز بی همتا و یونیکی که در مورد استودیو ما وجود دارد این است که ما می توانیم این کار را انجام دهیم چون آدم های با استعدادی در استودیو وجود دارند و کار گروهی و تیمی ما بسیار خوب است.

 

بزرگ ترین چالش شما در درست کردن این فیلم چه بود؟

با توجه به تمام جنبه های تکنیکی تولید، واقعا چالش بزرگی برای ما این بود که چگونه محیطی را مناسب برای تمام حیواناتی که در این شهر وجود دارند درست کنیم. وقتی شما این تغییر بزرگ را در فیلم ایجاد می کنید، شما باید تمام تیم خود را با این تغییر سازگار کنید. ما سکانس هایی را انیمیت کرده بودیم که در آن ها نیک کاراکتر اصلی بود و حالا در یک جلسه داستان به طور کلی عوض شده و تصمیم بر این شده است که هاپ کاراکتر اصلی باشد. وظیفه شما به عنوان یک تهیه کننده این است که به حدود ۵۵۰ نفر از پرسنل خود این اطمینان را دهید که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت و این راه درستی است که ما در پیش گرفته ایم.

چالش ما در این ضمینه این بود که چگونه آن ها را متعاقد کنیم، کسانی که با داستان قبلی خو گرفته بودند و هیچ ایده ای از روند جریان جدید نداشتند. این کار زمان بر و سختی بود اما چیزی که در نهایت اتفاق افتاد این بود که تمامی گروه با روند جدید هماهنگ شدند و داستان به خوبی پیش رفت. و بهترین لحظه برای من در یک فیلم هنگامی است که شما فیلم را مشاهده می کنید و تمام گروه به سمت شما می آیند و می گویند: ما عاشق این فیلم هستیم. چون آن ها در ابتدای فیلم قرا ندارند. در زمان شروع، تمام این کار ها انجام نشده است و همه نگران این هستند که چه مقدار کار پیش روی خود دارند و کاراکتر ها چه مقدار سخت خواهند بود آن ها از ابتدا تا این نقطه از فیلم به این جور موارد فکر می کنند.

اما زمانی که ما این ورژن از فیلم را مشاهده می کنیم دیگر هیچ یک از این موارد مطرح نیست. در این مرحله آن ها تمام تلاش خود را بکار می گیرند تا بهترین کار خود را انجام دهند، چون آن ها عاشق کاراکتر ها و فیلم هستند. این چیزی بود که پس از تغییر در فیلم به وجود آمد. ما این ورژن فیلم را در ژانوایه گذشته تماشا کردیم و گروه پیش من آمدند و گفتند: ما می دانیم که چه کار سختی در پیش داریم و ما در این کار سهیم خواهیم بود. به عنوان یک تهیه کننده، این لحظه، لحظه بزرگی است. و در اینجا شما احساس می کنید که، درست است، ما قادر به انجام این کار هستیم.

 

مطالعه کنید:  سال طلایی انیمیشن ها

منبع: AWN

این مطلب چقدر مفید بود؟

به این پست امتیاز دهید!

متوسط آرا / ۵٫

Leave a Response

+ 14 = 15

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.