تماس با ما

خانه انیمیشن ، خانه ایست برای تمام خانواده ی بزرگ انیمیشن ایران.

- Advertisement -
اخبارمقالات

استاپ موشنی دارای روح

3.01Kviews

فیلنامه نویس برنده اسکار چارلی کافمن در اولین حضور خودش در انیمیشن، این دنیا را با آنومالیشیا به چالش کشیده است.


چارلی کافمن یکی از برترین نویسندگان در دنیای فیلم است که کارهای برجسته ای چون جان مالکوویچ بودن, اقتباس و  درخشش ابدی یک ذهن پاک و همچنین یک اسکار را در کارنامه خود دارد.

کافمن در تازه ترین کار خود نویسندگی استاپ موشن آنومالیشیا را به عهده داشت و مشترکا با دوک جانسون کارگردانی این اثر را انجام دادند و این انیمیشن در  استاربرنز اینداستریز تهیه و تولید شده است.

این استاپ موشن برای اولین بار در سپتامبر و درجشنواره تلورید فیلم به نمایش درآمد و در جشنواره فیلم ونیز نیز برنده جایزه هیات داوران شد. این انیمیشن استاپ موشن با توزیع کنندگی پارامونت در ۳۰ دسامبر در آمریکای شمالی به نمایش در خواهد آمد و در لیست نامزدهای اسکار در بخش فیلم بلند انیمیشن نیز قرار دارد.

داستان این انیمشن درباره نویسنده‌ای با نام «مایکل استون» است که درباره ارائه خدمات به مشتری می‌نویسند. او یک مشکل اساسی دارد و آن این است که به خوبی نمی‌تواند با مردم ارتباط برقرار کند. او در مسیر هر روزه خود با یک غریبه ملاقات می‌کند که در دیدگاهش نسبت دنیای پیرامونش تغییری اساسی ایجاد می‌کند.

صداپیشه گان اصلی این اثر عبارتند : دیوید تیو ، جنیفر جیسون وتام نونان که برای چند بار در این استاپ موشن به ایفای نقش پرداختند. ساخت این استاپ موشن در استاربرنز اینداستریز شروع شد و با ملاحظات فراوان ساخت این اثر حدود ۳ سال به طول انجامید.

دوک جانسون که یکی از طرفداران پروپا قرص کارهای کافمن است پس از پیشنهاد غیر متعارف او مبنی بر ساخت یک استاپ موشن آن را پذیرفت و مشترکا با او کارگردانی آن را به عهده گرفت.

دوک جانسون  میگوید: دینو استاتوپولوسکه یکی از تهیه کنندگان این اثر است همواره به استاپ موشن علاقه خاصی داشت، این یکی از رویاهای او بود که تهیه کنندگی یک استاپ موشن را بر عهده بگیرد. اتفاقاتی که در استاپ موشن می افتد بسیار متفاوت تر از یک انیمیشن معمولی است.

گرفتن چراغ سبز و تایید

پس از این ماجرا آنها به کافمن نزدیک شدند، کسی که با این ایده موافق بود و گفت که اگر استاربنز هزینه این کار را تامین کند، ما میتوانیم آن را بسازیم.

کافمن میگوید: من در نظر داشتم این کار را انجام بدهم حال چه با تکنیک استاپ موشن و یا چه با تکنیک ۳ بعدی، تصمیم گیری کمی در این مورد ساده بود چون ما هنوز هیچ اقدامی نکرده بودیم. من هیچ شرطی نکرده بودم که کار را باید به صورت استاپ موشن ساخت، آنها این مسئله را مطرح کردند که کمپانی چنین تصمیمی گرفته است.

زمانی که کمپین کیک استارتر موفقیت خود را ثابت کرد، با چیزی بیشتر از ۴۰۶ هزار دلار- که الباقی به طور مستقل سرمایه گذاری شد- این پروژه استارت خود را زد و کافمن نیز تصمیم گرفت تا کارگردانی آن را به صورت مشترک به عهده بگیرد.

کافمن میگوید: زمانی که ما بودجه اولیه کار را بیشتر کردیم، من و دوک شروع به صحبت درباره این انیمیشن کردیم، این کار قرار بود که یک کار انیمشنی شود. ما به صورت مشترک این احساس را داشتیم که این کار باید به صورت استاپ موشن شود و این بهترین نوع روایت این انیمشن خواهد بود. من با جستجو میدانی دریافتم که ما این کار را باید به این صورت انجام دهیم. این همان سبکی بود که ما میتوانستیم این کار را به تصویر بکشیم و داستان را به بیننده به درستی منتقل کنیم.

جانسون میگوید: چیزی که در کار استاپ موشن وجود دارد این است که شما در یک محیط کاملا واقعی قرار دارید که با دست ساخته شده است و هر فریمی از آن بر طبق فیلم نامه پیش می رود. استاپ موشن به شما این اجازه را می دهد که یک کار روح دار تهیه کنید، کاری که روح هم در آن حضور دارد. کاری که در پیش روی ما بود یک کار ماورایی بود و ما می توانستیم به خوبی با این سبک آن را منتقل کنیم.

کافمن میگوید: ما میخواستیم کار متفاوتی را انجام دهیم کاری که تا به حال در استاپ موشن دیگری اتفاق نیفتاده بود، چیزی که احساس واقعی بودن را داشته باشد. ما بسیار آزمون و خطا انجام دادیم تا متوجه شویم که چه سبکی مد نظر ما است، توقف ها (استاپ ها) و شروع ها (موشن ها) را به چند نوع مختلف انجام دادیم تا به یک سبک خاص برسیم که مد نظر ما بود.

یکی از بزرگترین چالش های پیش روی ما این بود که کاراکترهای ما به اندازه ی کافی جزییات داشته باشند و بیننده بتواند احساس را در آن ها مشاهد کند -چیزی که در فیلم نامه وجود داشت- فیلم نامه ای پر از احساس.

در این لحظه کارگردان تصمیم گرفت برای اینکه بتوانیم حس را در صورت این ادمک ها به خوبی به تصویر بکشیم، بهتر است از دنیای دیجیتالی هم استفاده کنیم و صورت آن ها را بصورت ۳ بعدی پرینت کنیم، در واقع ترکیبی از دو را داشته باشیم تا کار بهتر به نظر برسد.

کافمن می گوید: تعداد افراد زیادی در کنار ما کار می کردند و در طول پروژه با ما همراه بودند، آنها فکر میکردند که این کار درستی نیست و شیوه ما شیوه غلطی است. اما ما احساس می کردیم که این روش صحیح است و ما میتوانیم با این روش حس دست ساز بودن آن ها را حفظ کنیم. زمانی که ما در این پروژه کار می کردیم، احساس ما رفته رفته به واقعیت تبدیل شد. ما به صورت خود اگاه دست به این کار زدیم و من تصور میکردم که با این کار می توانیم به آدمک ها حس را منتقل کنیم و در نهایت یک کیفیت خارق العاده ای را مشاهده کردیم که کاراکترها واقعا دارای حس شده بودند.

چالش در انیمیت

دن دیریسکول سوپروایز انیمیشن و کسی که قبلا با جانسون در پروژه Mary Shelley’s Frankenhole کار کرده است می گوید: این متریال هایی که در این کار استفاده شده بود هم الهام بخش و دارای روح بودند و هم انیمیت آن ها مشکل بود.

دیریسکول می گوید: متریال این کاراکترها چیز فوق العاده ای بود و تصور میکردیم که این کار ارزش این را پیدا خواهد کرد که هر بیننده ای بارها به تماشای آن بنشیند و هر بار مشتاق باشد که آن را از زاویه ی دیگری مشاهده کند.

پول و زمان دو فاکتوری هستند که در هر فیلمی تصمیم ها بر اساس آن گرفته می شود.

دیریسکول می گوید:  ما این کار را با بودجه بسیار کم شروع و به پایان رساندیم، یک سرمایه گذاری محدود و مستقل. انیماتورها زمان کافی برای آماده کردن تک تک شات ها را داشتند ولی از امکانات معمول دیگر فیلم ها همچون جایی که در آن بتوانند برای مدتی زندگی کنند و در کنار هم باشند تا بتوانند کاملا با هم مچ شوند و روحیه کاری ثابتی پیدا کنند، محروم بودند، چیزی که در فیلم های انیمیشن دیگر رایج است. پس ما باید دقت بسیار زیادی انجام میدادیم و هدایت بی عیب و نقصی را در کار پیش میگرفتیم تا کار خوبی از آب درآید و انسجام آن خفظ شود..

دیریسکول می گوید: تمام ۳۴ انیماتور ما روی پروژه کار می کردند اما به صورت دائمی ۹ الی ۱۳ نفر را داشتیم که روی پروژه فعال بودند. در طول این پروژه انیماتورها مدام به سر پروژه مرغ ربات (سریال استاپ موشن) هم سر میزنند و دو کار را با هم انجام میدادند.

(مرغ ربات نام انیمیشنی است آمریکایی که پخش آن از سال ۲۰۰۶ آغاز گردیده است و همچنان ادامه دارد. این مجموعه موفق شده است تا به حال سه جایزه امی را بدست آورد . مرغ ربات بر اساس تئاتری به همین نام ساخته شده است . ژانر این انیمیشن زیبا کمدی می باشد و  هدف اصلی این انیمیشن به تمسخر گرفتن اتفاقات , افراد , مشاغل , شخصیتهای معروف , فیلمها و سریالهای خاطره انگیزر و .. می باشد . یکی از برترین برنامه ها ی این کارتن تمسخر و شوخی با فیلمهای درخشان تاریخ سینماست .)

دیریسکول می گوید:  چون اکثر انیماتورهای ما بر روی این پروژه تلویزیونی نیز مشغول بودند، برای من کمی مشکل بود که بتوانم حجم کاری مشخصی را همواره داشته باشم و باید با این شرایط کنار می آمدم و و برنامه ریزی منعطف و هوشمندانه تری را انجام میدادم.

این فیلم در استاربنز فیلمبرداری شده است جایی که قبلا پروژه هایی مثل Frankenhole و انجمن کریسمس ویژه در آن کار شده است.

هدف انیماتورها این بود که بسته به شات بتوانند چیزی در حدود ۲ و یا ۴ ثانیه را انیمیت کنند اما پیچیدگی پروژه باعث میشد که تمام زمان بندی و برنامه ریزی انجام شده در هم بریزد.

دیریسکول می گوید:  روزهایی در پروژه بود که اگر تمام انیماتورها با هم مشغول کار میشدند حدود دو ثانیه کار پیش می رفت و روزهایی هم بود که یک انیماتور ۳۰ ثانیه را به تنهایی انیمیت میکرد. در انتهای روز ما برآوردی از کار داشتیم و سعی میکردیم که راهی پیدا کنیم تا انیماتورها به بهترین شیوه عمل کنندو بازدهی حداکثری داشته باشیم.

جانسون میگوید: خیلی از فیلم ها هستند که به صورت دو فریمی کار می شوند  یعنی هر فریم در زمان دو فریم نمایش داده میشود  این تصمیم عاقلانه و هموشمندانه دیگری بود که گرفته شد.

او میگوید: در این فیلم تک فریمی هم وجود داشت، در جایی که دوربین حرکت می کرد و زمانی که شما حرکات خاصی را از کاراکتر انتظار داشتید. اما ما در بیشتر تست ها دریافتیم که دو فریمی بهترین نتیجه را میدهد و در باقی صحنه ها از این تکنیک استفاده کردیم.

کافمن و جانسون  میگویند که همکاری آنها در این استاپ موشن بسیار راحت بود و ارتباط خوبی بین آنها برقرار بود.

جانسون میگوید: من به همراه چارلی بسیار مشتاق بودیم که به پروژه بپیوندیم، پروژه ای که در آن احترام و تحسین بسیار زیاد بود و من به عقاید و ایده ی چارلی اعتماد داشتم. ما در بسیاری از موارد ایده های یکدیگر را قبول داشتیم و آن را تایید میکردیم و زمانی که ما اختلاف نظر پیدا می کردیم، با هم صحبت می کردیم تا بهترین نتیجه حاصل شود.

لحظه های صمیمی

لحظه معاشقه ی دو کاراکتر اصلی این کار مایکل  و لیسا در هتل، بسیار بحث برانگیز بود.

دیریسکول می گوید: این صحنه همان طور که انتظارش را داشتیم بسیار صحنه سخت و پیچیده ای بود. که حدود ۶ ماه به زمان پروژه اضافه کرد. ما یک ملحفه، رو تختی و بالش هایی داشتیم که تمام آنها از پارچه درست شده بود. و تمام آنها قابل انیمیت بود. این آدمک ها بوسیله سیم هایی تمام اعضای بدنشان به هم متصل شده بود که قابلیت انیمیت را به آن ها میداد. اما شما باید با سیلیکون کار میکردید که بسیار ماده سختی است. ما حفره ها وترفندهایی بکار بردیم که اعضای بدن به طور مثال شکم طبیعی به نظر برسد و قابلیت انقباض را پیدا کند.

کافمن میگوید: ما میخواستیم این صحنه مضحک به نظر نرسد و دارای جلوه های واقعی از معاشقه این دو کاراکتر باشد. ما در ابتدا در اکران خصوصی این صحنه را به نمایش درآوردیم و از این نگران بودیم که غیر طبیعی و خسته کننده به نظر بیاید. اما همه بعد از تماشای این صحنه پیش من آمدند و گفتند، این یک صحنه فوق العاده بود و نه تنها خسته کننده نبود که آنها را به وجد آورده بود. این واقعا خاطر مرا  آسوده کرد و همکارانی که این صحنه را مشاهه کردند دائم از واقعی بودن آن میگفتند و این واقعا برای من ارزشمند  و هیجان انگیز بود.

کافمن میگوید: من چیزهای زیادی در این پروژه یاد گرفتم و تجربیات بسیار زیادی را کسب کردم و بسیار علاقه مند هستم تا این کار را دوباره انجام دهم و اگر Duke تمایل به همکاری مجدد داشته باشد، افتخار بزرگی است که با او این کار را مجدد انجام دهم.

منبع: Animation Magazine

این مطلب چقدر مفید بود؟

به این پست امتیاز دهید!

مطالعه کنید:  خالق «بارباپاپا» درگذشت

متوسط آرا / ۵٫

Leave a Response

+ 3 = 7

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.