تماس با ما

خانه انیمیشن ، خانه ایست برای تمام خانواده ی بزرگ انیمیشن ایران.

- Advertisement -
اخبار

جلوه های ویژه فیلم اسکای فال نامزد جلوه های ویژه اسکار

7.51Kviews

اسکای فال

مشاور جلوه های ویژه استیو بگ اعتراف می کند که از مکتب قدیم تولید جلوه های ویژه آمده است اما به مدد تجربه اش در رابطه با افکت های دیجیتال به کار عملی در رابطه با ترکیب مکتب قدیمی و جدید در آخرین فیلم جیمز باند به نام اسکای فال پرداخت این فیلم به کارگردانی سام مندز می باشد . استو بگ می گوید : ” من از سبک ترکیبی در جلوه های ویژه در این فیلم استفاده کرده ام . ما در ابتدا مینیاتوری از فیلم آماده کردیم و بعد آن را با کامپیوتر نرم تر و روان تر کردیم . “

ساخت اسکای فالراجر دیکنز فیلمبردار اصلی در فیلم از لنز های دوربین های الکسا با نام دیجیتال ARRI استفاده کرد و در طی فیلم بیش از هزار و سیصد شات جلوه های ویژه بود که کار آن ها را هم شرکت های دابل نگتیو ، MPC ، سینه سایت ، فریم استور و شرکت دوربین پیرلس به همراه شرکت های بلو بولت ، لولا و انویزیج انجام دادند . جلوه های ویژه و افکت های نوری با مسئولیت کریس کوربولد انجام شد که بر کار هنرمندانی که مینیاتورهای مختلف فیلم را کامل می کردند نظارت می کرد .

نگاهی به برخی از صحنه های اصلی فیلم انداخته ایم . این صحنه ها سکانس ابتدایی ترن و تیراندازی شدن به جیمز باند ، انفجار MI6 ، حمله به کازینوی اژدهای کومودو ، مبارزه در متروی لندن ، صحنه های ارتفاعات اسکاتلند در انتهای فیلم و تیتراژ اصلی می باشند .

جیمز باند در ترن

اسکای فال (Skyfall) سکانس قبل از عنوان بندی دارد که پانزده دقیقه تعقیب و گریز در وسایل حمل و نقل مختلف در ترکیه را شامل می شود . باند ( دانیل کریگ ) با یک مهاجم در بالای قطار درگیر می شود و اشتباهاً توسط همراهش ایو تیر می خورد و به داخل رودخانه زیر قطار می افتد . دابل نگتیو که صحنه های درگیری های شانگهای و صحنه های مربوط به محل مخفیگاه شخصیت منفی را آماده کرده بود صحنه تعقیب و گریز ترکیه را هم آماده کرد .

قبل از صحنه تیر اندازی قطار کارهای هنرمندان جلوه های ویژ مستلزم حذف سیم ها و همین طور بخش هایی از قطار بود مخصوصاً در صحنه ای که ماشین حفاری انتهای قطار را می کند . مسئول جلوه ای ویژه دابل نگتیو یعنی اندرو وایت هرست در این باره می گوید صحنه ای انتهای قطار کنده شد با کامپیوتر آماده شد اما صحنه ضربه زدن حفار به بالای قطار واقعی بود . کار حذف یک واگن قطار که اضافه بود و هم چنین آماده سازی پشت صحنه را دنگ آماده کرد .

زمانی که ترن روی پل فیلمبرداری شده در واردا حرکت می کند ایو سعی می کند به دشمن باند شلیک کند اما اشتباهاً تیر به خود باند می خورد . صحنه سقوط باند در دو برداشت گرفته شد . در برداشت اول پل واقعی در ترکیه و قطار پارک شده ای بود که روی آن جرثقیلی حرکت می کرد . وایت هرست : ” در صحنه ای که جرثقیل وجود داشت ما کابل هایی هم داشتیم که به یک بدل کار متصل بود که از مسافتی به پایین پرت می شد .  این صحنه با دوربین روی دست فیلمبرداری شد و در آن بدل کاری در زمان مناسب روی پل واقعی به پایین پرت شد ” .

با استفاده از رفرنس ذکر شده دومین برداشت در صحنه ای خالی با راه آهن غیر واقعی در همان ترکیه و با بازی دانیل کریگ گرفته شد . وایت هرست در این باره می گوید : ” ما از دانیل خواستیم که حرکت های بدل کار را در صحنه قبل با حالت مناسب کپی کند و باز هم در اینجا از دوربین روی دست استفاده کردیم . او خود را از پشت روی تشک انداخت . سپس ما دو صحنه را با هم ترکیب کردیم ” .

هنرمندان دنگ از صحنه سقوط بدل کار به عنوان نمونه برای شات اصلی استفاده کردند و سپس کریگ را در صحنه گنجاندند . وایت هرست در این باره می گوید زمانی که باند تیر می خورد و سرش به عقب می رود ما از جلوه های ویژه کامپیوتری استفاده کردیم تا سر جیمز باند را روی سر بدل کار جایگزین کنیم . بعد کار زیادی داشتیم تا بتوانیم در پانزده فوت اول سقوط پا ها و دست های او را به طور مناسب در فیلم بگنجانیم . برای این کار دست دانیل را در بالا و دست بدل کار را در پایین به بدن بازیگر وصل کردیم تا صحنه ترکیبی آماده شود .

وایت هرست ادامه می دهد : ” سپس زمانی که جیمز باند در انتهای مسیر بود باز هم جلوه های ویژه کامپیوتری را به صورت کامل استفاده کردیم . چون صحنه روی قطاری ثابت و بدون حرکت فیلمبرداری شده بود تغییراتی روی گوشه پل دادیم تا به نظر بیاید که پل در حال حرکت است . پلی که فیلمبرداری را بر روی آن انجام دادیم اصلاً روی رودخانه نبود بلکه روی دره ای بنا شده بود که آبی در آن وجود نداشت . در واقع دره ای بود که صحنه مربوط به آن را با هلی کوپتر فیلمبرداری کردیم و بعد با صحنه های فیلمبرداری شده از رودخانه های محلی ترکیب کردیم ” .

زمانی که صحنه تیر خوردن باند و سقوطش در آب انجام شد گروه جلوه های ویژه برای شبیه سازی سقوط در آب و پخش آب به اطراف از یک سر پیستون هشتاد کیلویی استفاده شد . وایت هرست می گوید : ” ما در جای دیگری در ترکیه کابل هایی را در مسیر قرار دادیم و زمانی که نیاز بود کف رودخانه به اندازه کافی عمیق شود تا صحنه ی پخش شدن آب را داشته باشیم این کار را با کمک گروه مستقر در رودخانه انجام دادیم . ما یک ماشه چکاننده یک بمب را هم روی رودخانه قرار دادیم تا در زمان مقتضی سر پیستون را درون آب رها کند و ما قادر به فیلمبرداری آن صحنه باشیم .  در واقع در این صحنه آب پخش شونده واقعی است اما بخشی از آن اقرار آمیزتر از حالت واقعی ساختیم ” .

Skyfallبازگشتی به تیتراژهای جیمز باندهای قدیمی

طراح تیتراژ فیلم دانیل کلینمن به سر صحنه اسکای فال برگشت تا ششمین تیتراژ جیمز باندش را هم کامل کند . تیتراژ بعد از سقوط قطار نشان داده می شود و در آن تماشاچیان جیمز باند خون آلود را می بینند که به زیر آب رفته و به نظر می رسد که در حال مرگ می باشد .

فریم استور و شرکت شریکش یعنی تایرد فلور یا طبقه سوم یک انیمیشن برای تیتراژ بر مبنای استوری برد و پیش نمایش سه بعدی تهیه کرد که آن را از کلینمن گرفته بود . یک فیلمبرداری اکشن که در پاین وود انجام شد برای صحنه های تیتراژ فریم هایی را آماده کرد و در انتها به صحنه سیاه و سفید منتهی می شد که مانند فیلم های کلاسیک جیمز باند و کالی دوسکوپ آن ساخته شده بود .

برخی از تصاویر خارق العاده ای که در تیتراژ دیده می شود ، جمجمه ها ، مایع های شناور در آب ، سنگ قبرها و صحنه های رگ ها و قلب خونی و حتی اژدها ها بود .
فریم استور از هودینی و مانترا برای کارهای حجمی استفاده کرد ولی نورپردازی و کامپوزیت های آخرین شات ها را در نیوک انجام داد .

آتش سوزی در MI6

ساختمان اصلی MI6 در لندن هک شد و در نتیجه انفجاری مهیب و مرگ آور در آن به انجام رسید . تصاویر بیرونی که ساختمان را نشان می دهد از یک مدل با اندازه ۴ : ۱ استفاده کرد و بعد صحنه را در پاین وود به صورت کامپیوتری آماده کردند .

مسئول جلوه های ویژه های مینیاتوری یعنی کریس کوربولت مدل را منفجر کرد تا از آن فیلم گرفته شود . سپس شرکت پیرلس کامپوزیت را به عهده گرفت ( این همان شرکتی بود که صحنه خروجی کازینوی اژدهای طلایی را به همراه صحنه عاشقانه بالکنی در ماکائو را هم آماده کرده بود ) .

پل داکرتی مسئول جلوه های ویژه پیرلس می گوید : ” در نهایت صحنه های سریع انتشار آتش سوزی هم در پاین وود آماده شد . اولین صحنه هایی که بازیگران واقعی در آن بودند یک روز یکشنبه در پل واکسهال فیلمبرداری شد ” .

عناصر موجود در صحنه در فریم ترکیب شده اند و افکت های ذرات در فیوژن آماده سازی شده اند برای دود از هودینی و نایا استفاده شد . صحنه نهایی مربوط به MI6  انفجار این ساختمان را از شبکه های خبری نشان می دهد . داکرتی می گوید : ” به دلایل امنیتی قادر نبودیم فیلمبرداری را از بالای MI6 انجام دهیم بنابراین ناچار شدیم فیلمبرداری قدیمی که در این مورد وجود داشت و توسط گروه تولید در اختیار ما قرار داده شده بود را در فیلم بگنجانیم . بنابراین برای این که تصویر یک دست به نظر برسد تغییراتی از نظر نورپردازی و بالا بردن کیفیت و غیره روی فیلم قدیمی انجام شد ” .

مطالعه کنید:  فیلم کوتاه «مون کیک جادویی» (ترکیبی از تصاویر گرافیکی و رئال)

داکرتی اضافه می کند : ” قایق های اطفاء حریق ، شلنگ های آب ، دفتر مرکزی نابود شده و گرد غبار صحنه همه در سافت امیج ساخته شده اند و کار کامپوزیت در نیوک انجام گرفت . هم چنین تیم گرافیک کامپیوتری کار اضافه کردن جمعیت در جاده های اطراف ، ماشین های آتش نشانی ، ماشین های پلیس و ترافیک جاده ای را هم آماده کرد . به دلیل این ترافیک سنگینی در فیلم قدیمی وجود داشت در بازسازی صحنه هم لحاظ کرده اند ” .

زمانی که کومودو ها حمله می کنند

جیمز باند از مرگ برمی گردد و به دنبال کسی که در ترکیه با آن درگیر شده سر از شانگهای و بعد از آن از کازینویی در ماکائو در می آورد . در زمان خارج شدن از کازینو ماموران امنیتی جلوی باند را می گیرند و جیمز باند مجبور می شود با آن ها در نزدیکی اژدهای کومودو درگیر شود و بعد یکی از آن ها را به زمین زده و فرار می کند . در صحنه ای مشابه صحنه کرو کودیل در فیلم زندگی کن و بگذار بمیرند جیمز باند زمان فرار پا روی پشت یکی از کومودو ها گذاشته و می گریزد .

سینه سایت آزمایش اولیه ای از اژدهای کومودو را قبل از طراحی صحنه انجام داد . جان نیل می گوید : ” برای رفرنس به باغ وحش لندن رفتیم تا اژدهای کومودو را ببینیم . در آن جا دو اژدهای کومودو بود که یکی از آن ها اژدهای ماده ای بود که کمی رفتار تهاجمی داشت اما دیگری در باغ وحش بزرگ شده بود و نتیجتاً رفتاری آرام و اهلی داشت . برای عکس های با کیفیت بالا ما عکس هایی از بدن ، سر ، پا و چشم های اژدهای کومودو اهلی تهیه کردیم اما برای انیمیشن صحنه شکار و خوردن موش توسط کومودو ماده را فیلمبرداری کردیم ” .

مدل کومودو توسط مایا ، مادباکس و مری آماده شد و برای پوست کومودو نیاز به تصویری با کیفیت فوق العاده بود . نیل می گوید : ” در ابتدا این مشکل را داشتیم که نکند کومودو جزئیات بسیار زیادی داشته باشد . ما برای این که جزئیات را کمتر کنیم رد گرد و خاکی را زیر شکن کومودو قرار دادایم تا بافت بدن او پوشیده شده و به صورت قهوه ای و خاکستری در بیاید . هم چنین زخم های بدن کومودوها را هم روی مدل ها پیاده سازی کردیم ” .

مشخص شد که انیمیشن برای تیم سینه سایت مشکل ساز خواهد بود . نیل می گوید : ” نکته جالب در مورد کومودو ها آن است که این موجودات معمولاً کم تحرک هستند و بعضی مواقع مدت ها در جایی می نشینند و حرکتی نمی کنند و این کار را برای جهت انیمه کردن مشکل می سازد زیرا برای انیمه کردن نیاز به حرکت داریم . البته در صحنه فیلم کومودو ها ابتدا در سایه هستند و بعد زبان یکی از آن ها در کادر ظاهر شده و بعد هم آن کومودو از سایه بیرون می آید . راجر دیکنز دوست داشت که تصاویر را به صورت سایه روشن بگیریم و زمانی که این کار را کردیم دیدیم که بسیار مناسب است . در واقع صحنه با نورهای شمعی روشن شده بود که در گوشه گوشه آن به تعداد زیادی قرار داشتند ” .

اسکای فال

در سکانس توضیح داده شده یک کومودو به آهستگی به سمت مهاجم باند می رود و قوزک پای او را گاز گرفته و او را از صحنه دور می کند . زمانی که اژدها قوزک پای مهاجم را می گیرد او را به بیرون می کشد و در این صحنه گرد و خاکی نشان داده می شود . نیل می گوید ما آزمایش هایی را روی بذاق دهان کومودو که برای شکار استفاده می کند انجام دادیم . اما نمی خواستیم در صحنه هم نشان دهیم که کومودو مهاجم جیمز باند را گاز میگیرد و چندین روز منتظر شویم تا او به آهستگی بمیرد . این کار زیاد جالب نبود ” .

برای صحنه فرار جیمز باند دانیل کریگ روی یک پله سبز رنگ می پرید و بعد این پله سبز رنگ با استفاده از جلوه ای ویژه با پشت کومودو جایگزین می شد . نیل می گوید : ” مشکل این بود که پلکان ثابت بود در حالی که کومودو جان دارد و تازه قرار است جیمز باند کومودو در حال حرکت بپرد بنابراین باید آن را به صورتی طراحی می کردیم که حرکت پای جیمز باند طبیعی به نظر برسد ” .

در زیرزمین شهر لندن

مغز متفکر خرابی و آشوب های فیلم یعنی رائول سیلوا که نقش او را خاویر باردم بازی می کند دستگیر شده و بعد به لندن آورده می شود اما نهایتاً به مترو لندن می گریزد . در این جا سینه سایت کار حذف سیم های اضافی در صحنه فرار کردن سیلوا به وسیله آسان سور را انجام داد هم چنین صحنه های فرار سیلوا در تونل های مترو و صحنه های انفجار که توسط سیلوا رخ می دهد و همین طور صحنه تصادف قطار با سقف تونل هم توسط سینه سایت انجام شد .

برای صحنه انفجار که در آن سیلوا در انتهای تونل با باند روبرو می شود صحنه ها در استودیو های پاین وود گرفته شده اند . جان نیل می گوید : ” دانیل کریگ در واقع در همان صحنه ای بود که بمب منفجر شد و تنها بیست فوت فاصله با او داشت . راجر دیکینز از ده الکسا استفاده کرد که کار فیلمبرداری را انجام می دادند . دو تا از این دوربین ها روی سقف بودند یکی در کف تونل بود و بقیه پشت قوس ها قرار گرفته بودند . هم چنین دوربین حمل شوند با دست هم بود که در جلوی دانیل قرار داشت بنابراین چیزی که باید انجام می دادیم حذف انعکاس دوربین ها در و هم چنین جایگزینی پاهای جیمز باند بود ” .

سینه سایت کار نورپردازی و هم چنین مرطوب کردن کف را هم انجام داد هم چنین سیم هایی هم در صحنه قرار داد که بخشی از صحنه را می کشیدند تا چاله ای ظاهر شود و زمانی که قطار از این چاله رد می شد تصادف رخ داده و قطار منفجر می شد . این کار را تیم کریس کوربولت انجام داد . ترن از ریل معکوس آویزان شد و از سقف کاذب شروع به حرکت کرد . نهایتاً سینه سایت حفاظ ها را از صحنه حذف کرد و بعد کریگ را داخل صحنه گنجانید .

نیل می گوید : ” بحث زیادی در سبز گرفتن یا خاکستری گرفتن صحنه ها وجود داشت . راجر دیکینز زیاد اعتقاد به نورپردازی های پیچیده ندارد خوشبختانه موهای جیمز باند کوتاه است و صحنه سریع اتفاق می افتد و بنابراین نیاز به نورپردازی زیادی نداشتیم ما برای این کار از آزادی ناشی از استفاده دوربین های متحرک استفاده کردیم . البته ده دوربین دیگر هم وجود داشتند که صحنه را می گرفتند ” .

سینه سایت یک راننده را هم به لوکوموتیو اضافه کرد و بعد او را در صحنه ای با پس زمینه ای سبز قرار داد تا کار نورپردازی راحت تر انجام بگیرد و تابلو خارج از سرویس را هم روی قطار قرار داد تا مشخص شود قطار خراب است و بنابراین نبود مسافر در قطار توجیه شود . نیل می گوید : ” هم چنین ما صحنه هایی را فیلمبرداری کردیم که در آن ها آجر هایی به سمت دوربین پرتاب می شد زیرا می خواستیم در برخی از شات ها از پرتاب شدن آجرها به سمت دوربین استفاده کنیم . اما کار عملی که حدود ۳۰ دقیقه از فیلم را در بر می گیرد در واقع به نظر می رسید که ما در ناسا هستیم ” .

نمایش نهایی در اسکای فال

باند و ام که نقش او را جودی دنچ بازی می کند به سمت اسکای فال می رود که دهکده محل سکونت جیمز باند در کودکی اش است . و بعد در آن جا دامی را پهن می کنند تا سیلوا را گرفتار کنند . در این جا MPC محیط های مربوط به ارتفاعات اسکای فال را آماده سازی کرد . هم چنین صحنه های مربوط به سقوط هلی کوپتر و تعقیب و گریز در صحنه ای مربوط به دریاچه یخ زده را هم این شرکت به انجام رساند .

مطالعه کنید:  نورپردازی در انیمیشن – فصل چهارم:روند کار نورپرداز (قسمت اول)

با استفاده از عکس هایی که از اسکاتلند تهیه شده بود MPC یک تصویر کامل ۳۶۰ درجه از اسکای فال را تهیه کرد . مسئول جلوه های ویژه MPC آروندی آسرگادو توضیح می دهد ” ما حدود ۳۰۰ شات داشتیم که باید محیط را به کار می افزودیم . ما باید به صورتی قابل انعطاف عمل می کردیم که سام به شات ها نگاه کند و آن ها را طراحی کند . در صحنه اولیه کوهستان های زیادی وجود داشت اما سام اعتقاد داشت این کو ها باید کمتر شوند ولی باید به اسکای فال نزدیک تر گردند بنابراین صحنه را به همین صورت درآوردیم که در آن کو های اسکاتلند دیده می شوند و سام این تصویر را تأیید کرد ” .

صحنه اصلی  صحنه نهایی

در صحنه ای سیلوا با هلی کوپتر وارد می شود اما با سا ختمان اسکای فال برخورد می کند . یک تصویر مینیاتوری برخورد هلی کوپتر توسط MPC تغییر داده شد و مثلاً در این مورد پره هایی را به صحنه اضافه کردند تا برخورد هلی کوپتر طبیعی تر به نظر برسد و بعد تخریب بیشتری را در صحنه قرار دادند . آسرگادو می گوید : ” ما از وسیله گرافیکی تخریب خود به نام کالی استفاده کردیم باید هلی کوپتر را دوباره می ساختیم و دوباره نورپردازی می کردیم . ما باید کار را دوباره انیمه می کردیم تا سرعت برخورد هلی کوپتر با ساختمان بهتر مشخص گردد ” .

صحنه نهایی تصادم هلی کوپتر عناصر مینیاتوری و واقعی دارد مثلاً ساختمان و دود و آتش همه دیجیتالی هستند و برای صحنه دود شبیه سازی زیادی انجام شد و بعد برای رندر این شبیه سازی داخل هر دوربین گنجانده شد .

تصویر نهایی  تصویر ابتدایی

صحنه نهایی اسکای فال هم چنین صحنه اولیه تخریب ماشین آستون مارتین DB5  جیمز باند را نشان می دهد که در آن قبل از این که ماشین منفجر بشود گلوله هایی به آن برخورد می کند . ارسگادو در این مورد می گوید : ” ما یک مدل کامپیوتری آستون مارتین را طراحی کردیم تا صحنه های خرابی ماشین را بر روی آن انجام دهیم . در یک شات دوربین ۱۲۰ درجه چرخیده و DB5  را دنبال می کرد و بعد در جهتی که کریس کاربولت اشاره کرده بود ۲۳ برداشت مختلف از صحنه مربوط به خرابی ماشین برداشتیم و برای صحنه ای که شیشه های ماشین می شکند مقدار بسیار زیادی شیشه را شکاندیم و از آن فیلم گرفتیم .

آرسگادو اضافه می کند : ” بعد باید ذراتی را به آن اضافه می کردیم . ما DB5 را استفاده کردیم و صدمه های روی آن را نشان دادیم . برای این کار برخی از عناصر را به آن اضافه کردیم . در واقع به صورت کلی ما خرابی های DB5  را نشان می دادیم سوراخ هایی را در سرتاسر آن نشان دادیم . بعد تازه یکی از ما متوجه شد که DB5 ضد گلوله است بنابراین تمام سوراخ ها را مجبور شدیم بپوشانیم . بعد با استفاده از افکت های مینیاتوری یک DB5 با اندازه ۳ : ۱ درست کردیم و بعد با استفاده از برخی از نمونه هایی که توسط یک شرکت چاپ ۳ بعدی به نام وکسل جت ( Voxel Jet ) طراحی شده بود و با مدل سازی پروشاپ به طراحی جلوه های ویژه پرداختیم . MPC  هم صحنه های خرابی و انفجار ماشین را به صورت اقرار آمیز روی آن پیاده کرد ” .

تصویر نهایی  تصویر اولیه

باند با یکی از همراهان سیلوا مبارزه می کند و این مبارزه روی یک دریاچه یخ زده اتفاق می افتد . برای صحنه فرار MPC  صحنه ای از دریاچه را در استودیوی لانگ لارس طراحی کرد و ماتریس نوری را که به وسیله راجر دیکینز به نمایش دادن خانه ای که در حال سوختن بود استفاده کرده بود جایگزین کرد هم چنین ذرات دود و گرد وغبار هم به محیط اضافه شد .

آرسگادو می گوید : ” صحنه های مربوط به زیر آب دریاچه بسیار مشکل بودند ” . به گفته آرسگادو : ” این کار بسیار پیچیده بود زیرا زمانی که شما زیر آب هستید نور قرمز نمی تواند زیاد به چشم شما برسد بنابراین احساس زیر آب احساس رنگ آبی یا فیروزه ای می باشد حتی در صورتی که وسیله ای در زیر آب درحال سوختن باشد . راجر می خواست مطمئن شود که نور قرمز هم در زیر آب انعکاس پیدا می کند . شات های زیر آب در صحنه ای طراحی شده در استودیو پاین وود آماده شد ما برای صحنه های مربوط به یخ و حباب ها از فیلمبرداری ۲ بعدی استفاده کردیم و تنها بخشی از شعله های آتش و هم چنین حباب ها بود که به طریق کامپیوتری بعدها به صحنه اضافه شد و مخصوصاً در شات آخر قبل از این که جیمز باند بیرون بیاید سوراخی روی دریاچه دیده می شود که این سوراخ هم کامپیوتری اضافه شد ” .

مصاحبه جایزه ی خوانندگان : درباره تیتراژ فریم استور

مدیر جلوه های میژه فریم استور یعنی ویلیام بارتلت و هنرمند ۳ بعدی ساز آن ها یعنی مارتین افینگل درباره کار روی تیتراژ اولیه صحبت می کند .

این تیتراژ خارق العاده قطعاً احساس تیرگی و گرافیکی به ما می دهد برای اجرای این کار فریم استور به چه اصولی پایبند بوده است ؟

فریم استور : تم های مختلفی وجود داشت که ما برای کارمان از آن ها الهام گرفتیم . اولین تم این حس بود که باید نشان می دادیم تمام صحنه زیر آب اتفاق می افتد بخشبی از این کار در واقع زیر آب بوده اما ما سعی کردیم در طی کل صحنه مخصوصاً صحنه های مربوط به معلق بودن اشیاء در آب جلوه های ویژه خاصی را به صحنه اضافه کنیم . هم چنین برخی از محیط هایی با تم زیر آب طراحی کردیم که در عین حال از کف شنی دریاچه هم برای رودخانه هم برای آن استفاده کردیم . باید صحنه را به صورتی نشان بدهیم که جیمز باند علاوه بر این که در زیر آب است در حال مرگ هم نشان داده شود بنابراین تعداد زیادی جمجمه ، خون ، اسلحه ، چاقو ، قبر ، سایه و آتش در صحنه گنجاندیم . اما صحنه ای که چند دختر را هم به کار اضافه کردیم باعث می شود که شما شک کنید که داستان به چه صورت پیش خواهد رفت .

اسکای فال
می توانید درباره کار با دانیل کلینمن درباره تیتراژ بگویید و کدام یک از کارهای هنری و ایده های او را دریافت کردید ؟ قبل از این که کار نهایی را انجام دهید چه مقدار تست روی کار حرکتی انیمیشن انجام دادید ؟

فریم استور : مثل معمول ما ایده های مختلفی را از همان ابتدا مورد نظر قرار دادیم . ما ایده های بسیاری بیشتر از آن که نیاز داشته باشیم داشتیم و کم کم این ایده ها را با هم ترکیب کردیم و به بهترین ایده ها رسیدیم . دنی اطلاعت جالبی به ما داد و فریم های مختلفی را برای ما تصویر کرد و ما به تحرک بخشیدن به تصاویر منتج از ایده های دنی و خودمان پرداختیم و بعد ایده هایی را که به نظر می رسید مناسب باشند در کار پذیرفتیم .

زمانی که ما ایده ها را کمتر و کمتر کردیم به سراغ شریکمان یعنی شرکت طبقه سوم رفتیم و هم چنین از بخش طراحی تصویریمان خواستیم که پیش نمایش کار را با چند فریم انجام دهد و بعد برخی از آزمایش های فنی را روی آن انجام دادیم تا بتوانیم به این درک برسیم که چگونه می توانیم بخش های مختلف این کار را طراحی کنیم . تمام این آزمایش ها ئ ایده ها خود چیزهای زیادی به ما آموخت . دنی ذهن بسیار یازی دارد و ایده های جدیدی را به کار اضافه کار . ما با او بسیار همکاری کردیم تا راهی برای ایجاد طراحی های جالب و جدید پیدا کنیم هم چنین کارهای رفرنس زیادی را از خود فیلم گرفتیم . یعنی چیزی که از ابتدا تصور آن را نداشتیم . طراحی اژدهای چینی ، طراحی صحنه های مربوط به زیرزمین شهر لندن و البته طراحی اسکای فال همه بر مبنای مکان هایی در خود فیلم بود . با وجود این که ما باید صحنه ها را به صورت بلوک بلوک نشان می دادیم و با توجه به موسیقی در این قسمت از فیلم هنوز ویرایش نشده بود به هر حال باید کار را به صورتی انعطاف پذیر در می آوردیم که زمانی که موسیقی آماده شد زمان بندی کار قابل اجرا باشد .

مطالعه کنید:  تماشای انیمیشن روی چرخ های دوچرخه!

 اسکای فال

چگونه دنیای مایع و شناور شروع کار به دست آوردید کدام عناصر را با کدام ابزارها و تکنیک ها برای نشان دادن حس مایع بودن دنیا و پخش جوهر در آن به کار بردید ؟

فریم استور : ۲ تکنیک مختلف برای صحنه ابتدایی وجود داشت . نصف شات ها بر مبنای شات های واقعی در یک تانکر آب طراحی شد و برخی از ذرات در نیوک به صحنه اضافه شد .

شات های مربوط به کف دریا محیط کاملا کامپیوتری می باشد . ما ابتدا از کف دریای واقعی فیلمبرداری کردیم اما به دلایل متعددی و بیشتر به دلیل نورپردازی و عدم انعطاف پذیری دوربین ما ترجیح دادیم که تصویر را به صورت کاملا کامپیوتری در بیاوریم . در این صحنه جمجمه غول پیکری داریم که شکاف هایی روی آن ظاهر می شود . نورپردازی و رندر هم به همراه کارهای مربوط به اضافه کردن عناصر دینامیک نظیر حالت سیال بودن همه در هودینی انجام شدند .

صحنه مربوط به جمجمه هایی که آتش گرفتند چگونه در تیتراژ گنجانده شد ؟

فریم استور : صحنه های آتش سوزی و شعله ها همه به عنوان عناصر جداگانه از هم طراحی شد و بعد با برنامه طراحی ذرات در نیوک با هم ترکیب شدند . کلا این تصاویر از صحنه اژدها جدا بودند اما ۲ بخش زمانی که با هم ترکیب شدند بسیار خوب با هم کار کردند و صحنه نهایی را ساختند . ما آزمایش های مختلفی قبل از این که از تصاویر شات تهیه کنیم انجام دادیم . ما چیزهای مختلفی را نظیر ضخامت کاغذ و بررسی حالت های مختلف برای نشان دادن کامل سوختگی انجام دادیم البته بخشی از کار که مربوط به طراحی خیابان های سوهو در لندن می شد کار بسیار مشکلی بود .

ترکیب بسیار جالبی از علف های هرز ، رگ های خونی و جلبک در صحنه ای از فیلم وجود دارد و بعد به صحنه اژدهای چینی می رسیم آیا می توانید درباره مدل سازی و انیمیشنی که در اینجا استفاده کردید بگویید ؟

فریم استور : صحنه هایی که رگ های خونی وجود دارد باز هم در هودینی ساخته شد . ما تجربه بسیار خوبی با هودینی داشتیم و هم چنین رندر کننده ماترای هودینی در این کار بسیار به ما کمک کرد . به صورت کلی تمام رندرهای حجمی با استفاده از PBR ( رندر فیزیکی ) انجام شد و به خوبی هم انجام شد . رگ های خونی با استفاده از سیستم های ال به عنوان منبعی برای شبیه سازی مایعات ساخته شد . با تغییر دادن صورت حرکت خون بر رگ های خئنی توانستیم کار را انیمه کنیم .

برای بخشی که قبرستان را نشان دادیم مجموعه زیادی از درختان چندش آور را آماده کردیم و علف های هرز را به آناضافه کردیم . ما در واقع در این صحنه ها از خز هم استفاده کردیم و بعد شبیه سازی سیمی را برای این کار انجام دادیم تا حس تحرک آهسته زیر آب را به سکانس بدهیم . بعد به صحنه عمق دادیم تا احساس زیر آب بودن بهتر القاء شود .

جلوه های ویژه
اژدهای چینی بر مبنای اژدهایی بود که ورودی کازینویی بود که در فیلم نشان داده می شود . ما اسکنی از ورودی را به عنوان راهنمای مدل سازیمان تهیه کردیم اما تغییراتی روی آن انجام دادیم تا به درد سکانس تیتراژ بخورد .

طراحی برای صحنه اژدها بسیار پیچیده بود . بسیار ضروری بود که خیلی از عناصر دینامیک نظیر ریش اژدها ، بال های اژدها و هم چنین تکه های از پارجه را رئی آن انجام دهیم . برای کار ابتدا طراحی اژدها را انجام دادیم اما مطمئن نبودیم که اژدها را می خواهیم در چه اندازه ای در صحنه نشان دهیم . تقریبا تا انتهای کار هم ما هم نمی دانستیم اندازه بدن اژدها به چه صورتی خواهد شد . ما بعد از این که تصمیم گرفتیم که اندازه بدن اژدها را تعیین کنیم بافت ها و دیگر عناصر بدن را با توجه به آن تغییر اندازه دهیم . اژدها باید با استفاده از مسیرهای ساده ای در تصویر قرار می گرفتند . زمانی که طرح اولیه کار تأیید شد ما جزئیات انیمیشن را با اضافه کردن حرکت هایی به عناصر جداگانه انیمیشن با استفاده از کیف ریم در بخش هایی از صحنه مثلا در آرواره های اژدها که حرکت می کند انجام دادیم . سپس شبیه سازی های دینامیکی را برای تمام عناصر بدن اژدها یعنی ریش ، بال ها ، چشم ها و پلک ها و غیره آن انجام دادیم .
جدا از مدل سازی و بافت سازی سر اژدها کل صحنه اژدها در هودینی ساخته شد . برای دستیابی به نورپردازی جالب تر ۵۰ نور مختلف را به هر اژدها تاباندیم و مانترا در این کار بسیار به ما کمک کرد .

صحنه های مربوط به زیر اسکای فال به نظر بسیار جالب با سایه های خارق العاده می رسد در این جا برنامه کارتان به چه صورت بود ؟

فریم استور : صحنه نهایی که اسکای فال را نشان می دهد همراه با صحنه سنگ قبر و باران خون می باشد . برنامه اصلی ما در این جا بسیار متفاوت از نتیجه نهایی است که شما در کار می بینید ما در برخی از صحنه ها می خواستیم تئاتر عروسکی را هم در کار بگنجانیم . تقریبا در انتهای کار بود که این ایده را تغییر دادیم و مدی را که در کل کار می بینید بهتر تشخیص دادیم . با این حال باید گرافیک را در کار انجام می دادیم و نورپردازی حجمی را به همراه سایه های لازم به کار اضافه می کردیم .

اسکای فال
کدام تکنیک ها را برای اثرات رورشاخ و کالی اسکوپ به کار بردید ؟

فریم استور : ایده برای این کار آن بود که در شروع قسمت میانی ترانه ما صحنه هایی را اضافه کنیم که فکر های جدیدی پشت آن باشد به این صورت که ما می خواستیم صحنه در این جا گرافیکی باشد و ۲ بعدی هم به نظر برسد زیرا بعد از آن همه حرکت های چیچیده دوربین و حجم هایی که بیننده دیده می خواستیم صحنه کاملا تغییر کند . هم چنین می خواستیم کار کلاسیک تر در این جا به نظر برسد اما باید در عین حال باید صحنه هماهنگ با بخش های دیگر تیتراژ کار قرار می گرفت بنابراین زمان بندی و زوم فراکتال را در نیوک انجام دادیم و سپس زمانی که دخترها را به صحنه اضافه کردیم آن ها را در هودینی مورد پردازش شبیه سازی سیال ۲ بعدی قرار دادیم تا حرکت آن ها در تیتراژ خوب به نظر برسد . همیشه می خواستیم رنگ هایی هم به صحنه انتهایی اضافه کنیم اما به نظر کار در حالت سیاه و سفید خوب می آمد و بنابراین آن را حفظ کردیم .

چگونه صحنه شکستن آئینه ها کامل شد ؟

فریم استور : ما ۵ نسخه مختلف از تصویر دانیل را با یک دوربین واقعی دریافت کردیم این کار بسیار جالب بود و زمانی که ما دانیل را در صفحه آبی به صورت تکی گنجاندیم باید هم سمت چپ و هم سمت راست صورت او را به صورت یکباره داشتیم و هم چنین می خواستیم بخشی از پشت سر او هم به همراه بخشی از بدن او دیده شود . ما در واقع صحنه های آئینه را با دوربین به صورت پیش نویس تهیه کردیم و بعد کار طراحی صحنه یابی را در مایا انجام دادیم زمانی که ما صحنه مورد نظر را داشتیم آن را داخل نیوک برده و تغییراتی روی آن دادیم . ما حرمت های دوربین نیوک را هم به مایا اضافه کردیم و کار را به ۳ پیش زمینه مختلف رندر کردیم . سپس این ۳ در نیوک جدا از هم شدن تا با آئینه ها هماهنگ باشند . هم چنین شکستن آئینه ها و ترک روی آن ها هم در نیوک انجام شد و لایه های افستی هم با برخی از جزئیات به آن اضافه کردیم .

اسکای فال

در نهایت صحنه های کلوز آپ چشم دانیل به چه صورت بدست آمد ؟

فریم استور : این کار ۲ بخش داشت ما ابتدا در استودیو با دوربینی حرکت دانیل را ضیط کردیم امام می دانستیم که دقت کار آن قدر بالا نخواهد بود که بتوانیم در صحنه زوم وارد چشم او شویم و در عین حال فوکوس را هم رعایت کنیم بنابراین برخی از عکس های با کیفیت بالا که با لنز ماکرو گرفته شده بود به کار افزودیم و آن ها را در طی شات با هم ترکیب کردیم .

این مطلب چقدر مفید بود؟

به این پست امتیاز دهید!

متوسط آرا / ۵٫

1 Comment

Leave a Response

+ 60 = 64

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.