اخبارمقالات

پنگوئن ها كمدی خالص هستند

3.52Kviews
۰
(۰)

 كسانی كه در «پنگوئن های ماداگاسكار» به جای كاراكتر های كارتونی فیلم حرف زده اند، آنقدر افراد مشهوری هستند كه حضور هر یك از آنها در یك فیلم هالیوودی می تواند به معنای پر هزینه بودن آن فیلم باشد. در این فیلم جان مالكوویچ نقش یك اختاپوس شیطانی را دارد كه بزرگترین تهدید علیه دنیای پنگوئن ها است و بهتر بگوییم وی به جای یك اختاپوس حرف می زند. بندیكت كامبرباچ هم به جای گرگی صحبت می‌كند كه به پنگوئن های داستان كمك می‌كند تا در مأموریت جاسوسی خود برای سركوب شورشیان موفق باشند. اما ستاره اصلی فیلم پنگوئنی به اسم اسكیپر است كه تام مك گرات كه كارگردان دوم سه فیلم نخست «ماداگاسكار» نیز هست بجای او حرف می زند. او در این اثر همچنین تهیه كننده اجرایی و به واقع از عوامل كلیدی فیلم است.دراینجا گفت و گوی را با تام مك گرافت درباره این فیلم می خوانید.

 

۹ سال قبل در فیلم انیمیشن «ماداگاسكار» كه از طرف دریم وركز عرضه شده بود، داستان ۴ پنگوئن را بازگو می كرد كه مثل همه حیوانات در باغ وحشی در نیویورك اسیر بودند، اما ناگهان رهبری حیوانات را به دست گرفتند تا بتوانند از این زندان فرار كنند. این پنگوئن ها در همه فیلم های ماداگاسكار بودند اما نقش حاشیه ای داشتند، اما ستاره اقبال آنها اكنون رو به طلوع گذاشته و آنها توانسته اند تمام فیلم «پنگوئن های ماداگاسكار» را به خود اختصاص دهند و به مبارزه با اختاپوس شیطانی بروند یكی از این پنگوئن ها اسكیپر است. شما چطور این نقش را پذیرفتید؟

مطالعه کنید:  کوکو اسکار بهترین فیلم بلند انیمیشن را برد

من و اریك دارنل هر دو خواهان آن بودیم كه رابرت استاك این نقش را بپذیرد، حتماً او را می شناسید؟

 بله او در فیلم های «هواپیما» حرف زد. البته فکر می کنم او کمی جدی بود.

او در آن زمان در پنجمین دهه زندگی اش بود و سخت گیر به نظر می رسید. او به محض اینکه پیشنهاد را شنید، پرسید گزارش وضعیت کجاست؟ من هم آن چیزهایی که تا آن زمان داشتیم را به او دادم به نظر می رسید همه چیز مرتب باشد و او نقش را بپذیرد. اما متاسفانه او درگذشت و فکر کنم اکنون دیگر مردم به صدای من عادت کرده باشند.

چقدر از کار استاک الهام گرفتید؟ آیا تلاش کردید تا شبیه او شوید؟

ـ از برخی جهات بله، بویژه هر چه جلوتر رفتیم و به قسمت دوم و سوم رسیدیم. اما به جز این من همیشه عاشق کار چارلتون هستون در «سیاره میمون ها» (نسخه اصلی) بوده ام. او روی یک سفینه فضایی می نشست و سیگار برگ دود می کرد و دنبال به راه انداختن جنگ با برادرش بود. برای من او در این فیلم مثل یک کاریکاتور بود. به نظر من اسکیپر هر چه جلوتر می رود بزرگتر می شود، بیشتر از قبل شبیه چارلتون هستون در آن نقش می شود.

 پنگوئن ها در فیلم اول فقط یک جور ابزار بودند و اصلاٌ نقش مهمی در فیلم نداشتند. آیا این شما بودید که خواهان محبوب تر شدن این کاراکترها و تبدیل آنها به کاری مجزا شدید؟

ـ خب اگر حقیقت را بخواهید، آنها هیچ کاری در فیلم اول انجام ندادند و فقط در یک سکانس حضور داشتند. بعد این گونه تصمیم گرفته شد که برای امنیت شغلی آنها، نقش بیشتری برای آنان قایل شویم. آنها می توانستند الهام بخش گورخر برای فرار از باغ وحش باشند. به این ترتیب بود که آنها اندک اندک محبوب شدند و در نهایت دیگر هیچ کس نتوانست آنها را از داستان جدا کند.

مطالعه کنید:  Nvidia از CUDA 5 پرده برداری کرد

همانطور که احتمالاٌ شما هم در هر فیلم متوجه شده اید، مردم واقعاٌ آنها را دوست دارند. علت آن نیز خیلی ساده است. زیرا آنها کمدی خالص بودند و مجبوب نبودند حتماٌ نقش پشتیبان را در فیلم داشته باشند. اما همانطور که سه فیلم بلند داستانی و سه فیلم کوتاه را می ساختیم و نمایش تلویزیونی را ساخته و پرداخته می کردیم، متوجه شدیم که می توانیم این کاراکترها را بیشتر بسط و توسعه بدهیم و به این ترتیب بود که هر کدام از این شخصیت ها تبدیل به یک کاراکتر متمایز در داستانی مجزا شد.

من به عنوان نماینده کسانی که این فیلم ها را در کنار کودکشان دیده اند، از تمامی این فیلم ها قدردانی می کنم. این فیلم ها به همان نسبت که چیزهایی برای کودکان دارد، برای بزرگسالان نیز حاوی نکات جالبی بوده است.

اگر «پنگوئن های ماداگاسکار» توانسته اند تا این حد مورد توجه قرار گیرند، به خاطر خنده دار بودن آنهاست. هیچ خانواده ای نیست که نخواهد وقتی دور هم جمع شده اند، از زندگی لذت نبرند و با دیدن فیلمی لحظات شادی را تجربه نکنند. در این لحظات والدین مجبور نیستند مدام ساعت خود را چک کنند و حوصله شان سر برود.

کمتر صداپیشه ای است که سال های متمادی فقط یک نقش را داشته باشد. اما شما در نقش اسکیپر این شانس را داشته اید. در طول این سال ها از اسکیپر بودن چه آموخته اید؟

ـ همانطور که می دانید قرار گرفتن پشت میکروفن باری صحبت کردن به جای یک کاراکتر خیلی جالب است. زیرا می توانید آن سوی قضیه قرار گیرید و پا در کفش بازیگری کنید که معتقد است خیلی مهم است یکی از کارکنان بخش تهیه کنندگان و یا کارگردانی فیلم متوجه نیازهای فیلم بشود.  نمی دانم کسی متوجه شده است یا نه، اما ما قبل از اینکه ساخت فیلم تمام شود، صداگذاری را شروع کردیم و تمام صداها را ضبط کردیم. کار خیلی سختی است وقتی بودن اینکه هیچ چیز تصویری داشته باشید، بخواهید دیالوگ ها را بازگو کنید. در اینجاست که به عنوان بازیگر نیاز به صحنه دارید. حال آنکه ما بدون اینکه چیزی وجود داشته باشد، کار خود را انجام دادیم. به همین دلیل فکر می کنم در هر انیمیشنی بهتر است کارگردان هم به عنوان یکی از صداپیشگان حضور داشته باشد.

مطالعه کنید:  «امیر نصرآبادی» مدیر اجرایی «دی‌اچ‌اکس مدیا» شد

بانی فیلم

این مطلب چقدر مفید بود؟

به این پست امتیاز دهید!

متوسط آرا ۰ / ۵٫ ۰

اولین نفری باشید که به این پست رای می دهید!

Leave a Response

5 + 1 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.