اخبارمقالات

درباره «پرنسس کاگویا»، انیمیشن حیرت انگیزی از سینمای ژاپن

13.2Kviews
۴٫۲
(۱۱)

داستان «پرنسس کاگویا» انیمیشن ژاپنی حیرت انگیزی است که نقاشی های آن نه با کامپیوتر و ابزار دیجیتال که با هنر دست حماسه ای جالب را روایت می کند و مخاطب را با خود به دنیایی از زیبایی ها می برد. این داستان نیز مثل همه داستان های ژاپنی، برخاسته از فرهنگی است که بسیار متفاوت از فرهنگ غرب و حتی کل جهان است و تصاویر آن نیز نمی تواند قوی تر از آنچه که دیده می شود، باشد.

این فیلم بلند داستانی اولین اثری است که ایسائو تاکاهاتا انیمیشن ساز ۷۸ ساله ژاپنی در طول ۱۴ سال اخیر ساخته است. و البته فراموش نشود که او این فیلم را با همراهی هایائو میازاکی از استودیو قیبلی ساخته است. تاکاهاتا موضوع این فیلم را که درباره چیزهایی است که در زندگی اهمیت دارند، از ۵۵ سال پیش در ذهن خود داشت. اما هر بار آن را به زمانی دیگر موکول می کرد. که البته این زمان دیگر بسیار طولانی شد.

«شاهزاده کاگویا» بر اساس یک افسانه ژاپنی متعلق به قرن دهم است و داستان مردی را بازگو می کند که چوب بامبو جمع می کند. گفته می شود این حکایت یکی از قدیمی ترین قصه های ژاپنی است که سینه به سینه نقل شده است که همین اهمیت این فیلم را از ارجاع های فرهنگی آن گرفته تا مدت زمان ۲ ساعت و ۱۷ دقیقه ای آن نشان می دهد. فیلم با فراغت خاطر مخاطب را به سفری طولانی به زمان و مکانی متفاوت می برد.

مطالعه کنید:  انیمیشن کوتاه گرسنگی اثری از زهرا رستم‌پور

<تصاویری واقعی

آنچه که در این فیلم کاملاً جهانی است، سراسیمگی و حیرت موجود در نگاه آن است که گویی مثل یک کتاب مصور با نقاشی های آبرنگ در زندگی است. تاکاهاتا و تیم او در ساخت این فیلم به شدت روی خلق تصاویری منطبق با واقعیت تمرکز کرده اند. چیزهایی مثل جریان رود، پرندگان شاد و وزش باد در میان بامبوها. این فیلم خواه نسخه دوبله شده آن به زبان انگلیسی که در آن کلوئه گریس مورتز و جیمز کان حرف می زنند و خواه نسخه اصلی آن به زبان ژاپنی، بیشتر از آنکه فیلمی برای کودکان باشد، انیمیشنی مخصوص بزرگسالان است. این فیلم از آن دست فیلم هایی است که مخاطب باید آنها را بدون آنکه به گذشته برگردد، نگاه کند. «شاهزاده کاگویا» فقط به دلیل تصاویر فوق العاده اش خوب و تماشایی نیست. بلکه آنچه آن را قابل توجه می سازد، بیشتر اهمیت موضوعی آن است. یکی از این موارد، این است که فیلم بر این باور است که جهان طبیعی متشکل از نوعی خشنودی عمیق است که با زندگی شهری این روزها مطابقت ندارد.

<مسافر بهشت

«شاهزاده کاگویا» با توجه به اینکه ریشه داستانی عامیانه ای دارد، از داستان مرد سخت کوشی می گوید که در جنگلی دور از تمدن شاخه های بامبو قطع می کند. روزی او بر حسب اتفاق متوجه نوری می شود که از لا به لای شاخه های بامبو می تابد. او نزدیک می رود و پنهانی نگاه می کند و موجودی کوچک را می بیند که با دقت و ظرافت درست شده و لباس پوشیده و آنقدر کوچک است که کف دست جا می گیرد. او این مینیاتور را بر می دارد و به خانه، نزد همسرش می برد. اما وقتی به خانه می رسد، متوجه می شود این موجود عجیب و غریب تبدیل به نوزادی دختر شده است. او با تعجب می گوید: این خیلی عجیب است. اما این مینیاتور عجایب دیگری هم دارد.

مطالعه کنید:  اتودسک هزینه بروزرسانی محصولاتش را بالا میبرد

یکی دیگر از عجایب این موجود مینیاتور مانند، سرعت رشد آن است، یک گروه از بچه های پر سر و صدای همسایه لقب «بامبو کوچولو» را به خاطر سرعت رشد آن، به او می دهند. اما مرد بامبو جمع کن از این لقب ناراحت می شود. او که خود این موجود را کشف کرده، نام «شاهزاده خانم» را برای آن انتخاب کرده است.

<به خیر و خوشی

بزرگترین لذت این موجود عجیب که شبیه به دختری از جنس چوب است، این است که از خانه بیرون برود و وارد گروه یک سری از آدم های خلافکار بشود که ریاست آنها با یک جوان به نام سوته مارو است.

«شاهزاده کاگویا» مثل همه داستان های عامیانه است که در آن همه چیز در پایان راه است که به خیر و خوشی تمام می شود. یک روز مرد بامبو جمع کن در ادامه پیدا کردن چیزهای جدید در جنگل به ساقه بامبویی بر می خورد که درون آن پر از طلا است. او با پیدا کردن بامبوی طلایی به این نتیجه می رسد که خداوند خواهان ایجاد تغییر و تحولی در زندگی او است تا بتواند بهتر و بیشتر از شاهزاده خانم مراقبت کند. بنابراین تصمیم می گیرد این موجود یا به عبارتی شاهزاده خانم را فارغ از ثروت ناگفته ای که انتقال آن باعث بروز مشکلاتی می شود، تبدیل به ثروتمندترین موجود شهر کند.

<فرار از جهان خاموش

در نهایت شاهزاده خانم مجبور می شود، زندگی زمینی که به آن خو گرفته است را ترک کند. با این حال او در حالی به یک جهان خالی و توخالی می رود که دستانش از این زندگی زمینی پر است. در یک سکانس خیره کننده، شاهزاده خانم سعی می کند از این جهان خاموش با سرعت هر چه تمام تر فرار کند. در این سکانس کارگردان مناظر اطراف را در پیرامون او تبدیل به لکه ای جوهر می کند که او در حال خروج از آن است. شاهزاده خانم قادر است هر چیزی را که بتوان انتظار آن را داشت، رها کند و  از همه چیز پیشی بگیرد. این سرنوشت اوست که بر باد نوشته شده است.

مطالعه کنید:  «لایت سایت» موفق به دریافت 8 جایزه خارجی شد

بانی فیلم

این مطلب چقدر مفید بود؟

به این پست امتیاز دهید!

متوسط آرا ۴٫۲ / ۵٫ ۱۱

اولین نفری باشید که به این پست رای می دهید!

1 Comment

Leave a Response

3 + 6 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.